عبد الحسين نوايى
89
نادرشاه و بازماندگانش ( همراه با نامه هاى سلطنتى و اسناد رسمى و ادارى ) ( فارسى )
از شهر از هيچ گونه فداكارى دريغ نكردند . حتى دست به دامان كشيشى از فرقه كرملى شدند به نام ژان ژوزف كه برايشان توپ بسازد . كشيش بيچاره هم كه چندان اطلاعى از اين كار نداشت توفيقى نيافت و به اندك زمانى توپى كه ساخته بود منفجر شد . سرانجام تركان بر شهر دست يافتند . ( اول سپتامبر 1724 م / 11 ذى القعده 1136 ه ) . تركان سپس ناحيهء درگزين و شهر نهاوند را متصرف شدند و درين قسمت علاوه بر مناطق مصرحه در قرارداد تقسيم ، به منطقهء لرستان نيز تجاوز كردند و شهرهاى خرم آباد و بروجرد را تصرف نمودند ( 1725 ) . و حتى ستونى از سپاه ترك روى به اصفهان نهاد . ولى بختيارىها سر راه برايشان گرفتند و تركان بالاجبار تا همدان عقب نشستند . روابط طهماسب ثانى با تركان در سال 1723 طهماسب سفيرى به نام رضا قلى بيك ، به قسطنطنيه فرستاد و كمك خواست . ولى داماد ابراهيم ارسال كمك را موكول به اخذ چند ايالت از ايران كرد . در اوايل سال 1726 / 1139 طهماسب نامهاى به عبد الله پاشا نوشت مشعر بر گله از تركان كه شورش افغانها را براى هجوم خود به ايران مغتنم شمردهاند . در اين نامه ، شاه صفوى نوشته بود كه سفيرى به روسيه فرستاده و وعدهء كمكى ارزنده دريافت نموده است . ولى وى مايل نيست به كمك مردمى خارج از اسلام ، با مردم يك كشور مسلمان جنگ كند . وى در اين نامه خواسته بود كه سلطان عثمانى سه ساله جنگ را متاركه كند تا وى بتواند شورشيان افغانى را سركوب نمايد و اگر سلطان اين پيشنهاد را بپذيرد ، متقابلا تمام سرزمينهائى را كه از ايران تصاحب كرده ، الى الابد نگهدارد . دولت عثمانى نمىخواست بدين نامه جواب رد بدهد . زيرا از طرفى با اشرف افغان در شرف جنگ بود و از طرف ديگر مىترسيد كه مبادا بر اثر رد اين پيشنهاد ، طهماسب به روسها نزديكتر شود . سرانجام مردى را بنام مصطفى افندى براى مذاكره فرستاد . ولى از مذاكرات طهماسب و مصطفى افندى ، نتيجهاى حاصل نيامد .